پیامک‌های تسلیت شهادت امام کاظم علیه السلام

 

امام کاظم

 

هر گه که نسیم از ره بغداد آید

ما را ز حدیث عشق و خون‏ یاد آید

اى گل که به گردن تو غل افکندند

از صبر تو زنجیر به فریاد آید

 

امشب کدام شب است که صدای شیون از آهن ها می آید، صدای سوگ از تازیانه ها بلند است،

دیوارها نُدبه می خوانند و سلول ها، «وَ إِنْ یَکادْ» می گیرند.

 

حجت هفتم پناه دین ولى کردگار            

 

                    موسى کاظم که باشد یک تن از هشت و چهار

آنکه آمد موسى عمران پى کسب شرف           

        بر سر خوان عطایش چون سلیمان ریزه خوار

 

امام کاظم علیه السلام:

در میزان الهى چیزى سنگین تر از ذکر صلوات بر محمّد و اهل بیت ایشان نیست.

(أصول کافى، 2/494)

 

چون سرو همیشه راست قامت بودی

معنای شرافت و شهامت بودی

در بهت سکوت ظلم هارون عمری

فریاد رسای استقامت بودی

 

چهارده سال در عمیق ترین سیاه چال جور و ستم هارون، کورترین گره های ناممکن را به یک اشاره گشودی و با سوز مناجات عاشقانه ات، سیاه ترین قلب ها را به لرزه در آوردی!

 

بودی تو اسیر، چارده سال کُجا ؟                     

        گردید الَفِ قَدِّ تو چون دال کجا؟

ای باد صبا برو، به خُفّاش بگوی                           

    خورشید کُجا ،قَعر سِیه چال کجا

 

امام کاظم علیه السلام:

مۆمن همانند دو کفّه ترازو است ، که هر چه ایمانش افزوده شود، بلاها و آزمایشاتش بیشتر مى گردد.

(بحارالانوار، 78/320)

 

 

امام کاظم

 

 

 

 

آنچنان زهر ستم انداخت مرا

که اجل ره سپر باغ جنان ساخت مرا

عجبى نیست اگر وقت عیادت پسرم

دید با این تن کاهیده و نشناخت مرا

 

حک کرده اند بر تن تمام خشت ها و ستون های زندان، مرام صبوری ات را.

اما تاریکنای زندان هم نتوانست روشنان حضور تو را خاموش کند.

عطر نیایش های عاشقانه ات، حصارها را درهم شکست. چه جان های به خواب رفته ای که از حقیقت منتشرشده گلوی تو، جرئت جوانه زدن یافتند!

 

چون موج به هر کرانه می خوردی تو   

                   بس طعنه از این زمانه می خوردی تو

از دست عدو به جرم حق خواهی و عشق  

                                چون فاطمه تازیانه می خوردی تو

 

امام کاظم علیه السلام:

کسى که مشورت کند، اگر کارش را درست انجام دهد، م

ردم او را بستایند، و اگر به خطا رود، معذورش دارند .

(میزان الحکمة، ح 9847 )

 

درشام و سحر ز اشک خود غوغا کرد                        احیاء مرام مادرش زهرا کرد

جان داد اگر چه او به کنج زندان                               منشور رهائی بشر امضا کرد

 

ای باب رحمت و اجابت!

چگونه می شود در عین درماندگی از یاد تو غافل شد؟

اینک، این غروب غمبار شهادت توست که آسمان «کاظمین» را فرا گرفته است؛

غروبی یادآور روزهای تاریک زندان؛ روزهای تلخ تازیانه و خشم، روزهای سرشار از خلوت غریبانه مناجات هایت.

 

اى بر همه خلق مقتدا ادرکنى                                اى روح و روان مرتضى ادرکنى

اى موسى کاظم اى امام محبوس                        اى یوسف آل مصطفى ادرکنى

 

سالروز شهادت اسوه صبر و استقامت، باب حاجات خلق، حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام تسلیت باد.

 

چه عالمی ست عالم باب الحوائجی

داری به دست خاتم باب الحوائجی

در آستانه‌ی تو کسی نا امید نیست

بر دوش توست پرچم باب الحوائجی

 

امام کاظم علیه السلام:

امانت دارى و راست گوئى، هر دو موجب توسعه روزى مى شوند؛

و خیانت در امانت و دروغ گوئى موجب فقر و نفاق می شود.

(تحف العقول، ص 297)

 

یا اباالحسن! یا موسی بن جعفر!  یا باب الحوائج!

ای آنکه دو چشمت از غمم بارانی ست             دریای دلت برای من طوفانی ست

از این که به زندان شده ام غم داری                غافل که امام عصرتان زندانی ست

/ 2 نظر / 15 بازدید
رها

سلام آقای دکتر ممنونم از متن زیبایتان زنده باشید و برقرار

mirror

سلام خيلي ها دوست دارند که با هزينه اي اندک بتوانند تغييري متفاوت و جذاب در خانه خود ايجاد کننند.شما هم همينطور؟ پس حتما حتما يه سري به سايت من بزن و خودت قضاوت کن.اگر هم دوست داشتي تبادل لينک داشته باشيم...منتظرم