معامله با خدا

معامله با خدا

 

 

دنیا، بازار است و مردم در آن معامله‌گر. فروشنده، مردم هستند و خریدار خداوند. متاعِ معامله، مال و جان است و بهای معامله، بهشت. اگر به خدا بفروشند، سراسر سود و اگر به دیگری بفروشند، یکسره خسارت است.

 

 

 

قرآن

 

آیه 111 سوره توبه

إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَیٰ مِنَ الْمُۆْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ غڑ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ غ– وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ غڑ وَمَنْ أَوْفَیٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ غڑ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ غڑ وَذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ

خدا از مۆمنان، جان‌ها و مال‌هایشان را خرید، تا بهشت از آنان باشد. در راه خدا جنگ می‌کنند، چه بکشند یا کشته شوند؛ وعده‌ای که خدا در تورات و انجیل و قرآن داده است، به حق بر عهده اوست؛ و چه کسی بهتر از خدا به عهد خود وفا خواهد کرد؟ بدین خرید و فروخت که کرده‌اید شاد باشید که کامیابی بزرگی است.

* دنیا، بازار است و مردم در آن معامله‌گر. فروشنده، مردم هستند و خریدار خداوند. متاعِ معامله، مال و جان است و بهای معامله، بهشت. اگر به خدا بفروشند، سراسر سود و اگر به دیگری بفروشند، یکسره خسارت است.

* معامله با خدا چند امتیاز دارد:

1- خود ما و توان و دارایی ما از اوست، سزاوار نیست که به جز او بدهیم.

2- خداوند، اندک را هم می‌خرد. (مثقال ذرّة خیراً یره)

3- عیوب جنس را اصلاح می‌کند و رسوا نمی‌سازد.

4- به بهای بهشت می‌خرد. خداوند در خریدن وارد مزایده می‌شود و نرخی را پیشنهاد می‌کند که فروختن به غیر او، خسارت است.

* امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: برای بدن‌های شما، جز بهشت، بهایی نیست، پس خود را به کمتر از بهشت نفروشید. (تفسیر مجمع‌البیان)

* با داشتن خریداری همچون خدا، چرا به سراغ دیگران برویم؟ (انّ اللّه اشتری)

* خداوند، تنها از مۆمن خریدار است، نه منافق و کافر. (من المۆمنین)

* در پذیرش الهی، جهاد با جان بر جهاد مالی، مقدم است. (انفسهم و اموالهم) (جان را همه دارند، ولی همه مال و ثروت ندارند)

امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: برای بدن‌های شما، جز بهشت، بهایی نیست، پس خود را به کمتر از بهشت نفروشید.

 

 

* بهشت، در سایه‌ی جهاد و شمشیر و تقدیم جان و مال به خداوند است. (لهم الجنّة یقاتلون فی سبیل اللّه)

 

* اگر هدف از جهاد، خدا باشد، کشته شدن یا نشدن، تفاوتی نمی‌کند. (یقاتلون فی سبیل اللّه فیَقتلون و یُقتلون)

* مۆمن، همواره آماده‌ی رفتن به جبهه است. (یقاتلون) (فعل مضارع، نشانه‌ی استمرار و تداوم است)

* هدف مۆمن از جنگ، ابتدا نابود کردن باطل و اهل آن و سرانجام، شهادت است. (یَقتلون و یُقتلون)

* در معامله با خدا، سود، یقینی و قطعی است. (وعداً علیه حقّاً) در مزایده با خداوند، هرچه هست، حقّ و به سود انسان است، بر خلاف دیگران که یا قصد جدی نیست یا بی‌انگیزه و دروغ است، یا غلّو، یا از روی هوس و یا برای طرد کردن رقیب است.

* ارزش جهاد، مجاهدان و شهیدان، مخصوص اسلام نیست، در تورات و انجیل هم مطرح است؛ و اگر امروزه در آن کتاب‌ها نیست، نشان تحریف آن‌هاست. (فی التورات والانجیل)

* گرچه ما بر خدا حقی نداریم، اما خداوند برای ما بر عهده‌ی خودش حقوقی قرار داده است. (وعداً علیه حقّاً)

* معامله، یک عقد لازم است که وفا به آن واجب است. (وعداً، حقّاً، اوفی)

* خداوند مجاهدان مخلص را طرف معامله‌ی خود قرار داده است. (بایعتم) و نفرمود: «بعتم»

* بهترین بشارت، تبدیل فانی به باقی و دنیا به آخرت است و غیر آن، خسارت و حسرت است. (فاستبشروا)

* در کنار انتقاد از منافقانِ جهادگریز، باید از مۆمنانِ مجاهد، تقدیر و تشکر شود. (فاستبشروا)

* بالاترین رستگاری، تنها در سایه‌ی معامله با خداست. (ذلک هو الفوز العظیم)

/ 1 نظر / 28 بازدید

سلام دوست عزیز. مطالب جالبی می نویسی.مرسی.دوست دارم مطلب بیشنری ازت بخونم.