نظام آموزش و پرورش ایران و مقایسه آن با فرانسه

 

             نظام آموزش و پرورش ایران

نظام آموزش و پرورش ایران ، همانند سایر نظامها در کوشش برای تدارک امکانات و تسهیلات آموزشی ، اهداف و نیازهای جامعه را مد نظر قرار می‌دهد.

تاریخچه

نظام آموزش و پرورش نوین ایران از کودکستانها ، دبستانها ، مدارس راهنمایی ، دبیرستانها ، دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی تشکیل شده است. مقدمات ایجاد این نظام ، از زمان تأسیس دارالفنون ، در سال 1228 هجری شمسی و وزارت علوم در 1232 هجری شمسی فراهم شد و بعد از انقلاب مشروطیت به تدیج سازمان و تشکیل یافت.

سیر تحولی و رشد

پس از مشروطیت و سالهای بعد از آن ، تعداد معدودی مدارس جدید بوسیله میسیونرهای مذهبی ، فرهنگ دوستان ، تحصیل کرده‌های خارج ، و دولت ایجاد شد. تأسیس این مدارس که برنامه‌های آموزشی آنها ، به اقتضای زمان ، ارجحیت فراوانی بر مکتب خانه‌ها داشت، تحت تأثیر نفوذ فرهنگ و تمدن اروپایی صورت گرفت و کوشش و تلاش فرهنگ دوستان و روزنامه‌های روشنگر و ترقی خواه که در خارج به زبان فارسی منتشر می‌شد در بنیان گرفتن آموزش و پرورش سهم بسزایی داشت.

انقلاب مشروطیت ، صدور فرمان و تدوین قانون اساسی و متمم آن در سالهای 1285 و 1286 هجری شمسی ، زمینه نضج نظام آموزش و پرورش را میسر ساخت و همزمان با آن ، تقاضاهای اجتماعی برای آموزش و پرورش افراد جامعه نیز فزونی گرفت. اصل هجدهم متمم قانون اساسی مشروطیت تحصیل و تعلیم علوم و معارف و صنایع را مگر آنچه شرعاً ممنوع باشد، آزاد اعلام کرده ، اصل نوزدهم به متمرکز بودن آموزش و پرورش و مسئولیت دولت در تأسیس و اداره مدارس اشاره می کرد: تأسیس مدارس با مخارج دولتی و ملی و تحصیل اجباری باید مطابق قانون وزارت علوم و معارف مقرر شود.

تحلیل نظام آموزش و پرورش ایران

·    ابتدا به ظهور و رونق مدارس جدید خصوصی و دولتی می‌توان اشاره کرد که قبل و بعد از مشروطیت پیدایش یافته ، در صدد بر آمدند آموزش و پرورش عمومی در بین آحاد مردم گسترش دهند. این مدارس برای تحقق آرمانها و بر اساس قوانینی که صرف‌نظر از تفاوتهای اجتماعی ، فرصتهای برابر آموزش و پرورش را به مردم نوید می دادند، تأسیس شدند. تحولات اجتماعی و عوامل چندی در سالهای بعداز انقلاب مشروطیت چنین آموزش و پرورشی را متناسب و مطلوب جلوه می‌داد.

·    دوره بعد از مشروطیت تا ظهور رضاخان را می‌توان دوره عدم ثبات اوضاع سیاسی و خرابی اقتصاد کشور دانست. هنوز بعد از دگرگون شدن نظام حکومتی و استقرار نظام جدید ، دستگاه حکومتی کارآمدی بوجود نیامده بود. به علت مسائل و مشکلات داخلی و مداخله خارجی ، در زمینه آموزش و پرورش چندان گام مهمی برداشته نشد و علی‌رغم تلاشهای صدر مشروطیت و هدفها و برنامه‌های پیش بینی نشده ، فقط چند مدرسه تأسیس شد و تعداد دانش آموزان چندان تغییری نکرد.

·    در اوان سلطنت رضا شاه بیشترین کوششها در جهت تقویت و تجدید سازمان ارتش و تحکیم وحدت ملی و استقرار یک حکومت مرکزی قدرتمند مصروف شد. لذا ، به آموزش و پرورش توجه چندانی مبذول نشد. مع هذا ، قدمهای برداشته شده مبنای اقدامات آتی شد. در این دوره ، برنامه تحصیلات ابتدایی و متوسطه تدوین شد که به موجب آن ، آخر هر شش سال ، می‌بایستی امتحانات نهایی عمومی به عمل آید. تأسیس دانشسراهای مقدماتی و بالاخره تأسیس دانشگاه تهران درسال 1313 هجری شمسی اساس اقدامات آتی را فراهم کردند.

 

 

عملکرد آموزش و پرورشی ایران

از زمان مشروطیت تا انقلاب اسلامی 1357 ، نشان می‌دهد که علی‌رغم پیش بینی‌ها و قوانین مصوبه ، تعمیم آموزش ابتدایی ، طی این مدت طولانی ، میسر نشد و دولتهای وقت ، عملا از عهده اجرای قوانین مصوبه و تحقق هدفهای آموزشی کشور برنیامدند. سایر جنبه‌های آموزش و پرورش ، از جمله فلسفه و سیاست و خط مشی‌ها ، رویه‌ها ، برنامه‌ها و سازمان و مدیریت آن نیز به علت ناهماهنگی با ویژگیهای فرهنگی و نیازهای عمومی جامعه ، کارآمد و مؤثر واقع نشدند و اگر احیانا توانستند جا بیفتند و نهادی شوند، عملا نظام آموزش و پرورش را با مشکلات روزافزونی مواجه ساختند.

 

وضعیت نابرابر آموزش و پرورش در ایران

نظام آموزش و پرورش در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ با تغییراتی جدی مواجه شده است که البته اجتناب ناپذیر است. آهنگ این تغییرات پرنوسان بود. اما می توان تغییر مدام را ویژگی بارز این نظام برشمرد. این تغییرات به اشکال مختلفی نظیر تلاش برای ایجاد نظام تربیت و پرورش اسلامی، تغییر نظام متوسطه، طرح ادغام، طرح احیا و بالاخره اخیراً در شکل انقلاب فرهنگی و اسلامی سازی نظام آموزش و پرورش پس از حدود ۳۰ سال از عمر انقلاب اسلامی دیده شده است. تازه ترین این بحث ها به اشارات وزیر جدید آموزش و پرورش و برنامه های وی برای تغییر نظام آموزشی و محتوای کتاب ها مربوط می شد. قدر مسلم آنکه سیاست، بخشی از ویژگی های نهادهای جامعه ایرانی از جمله نظام آموزش و پرورش است که در قالب تغییر افراد یا تغییر رویه ها بروز می یابد. در هر دو حالت نتیجه یکی است؛ نبود تثبیت و استقرار نهاد در جامعه.

اما این موضوع همه تهدیدها و چالش های پیش روی نظام آموزش و پرورش نیست. تعلیم و تربیت در ایران دچار برخی ناسازه هایی است که به ویژه بنیان های تربیتی آن را با چالش هایی جدی مواجه ساخته است. در ادامه کوشش شده به برخی از این ناسازه ها اشاره شود.

آموزش و پرورش در ایران مانند همه نظام های آموزشی مبتنی بر بنیانی ایدئولوژیک است. اما ایدئولوژی امری صرفاً ذهنی نیست بلکه از طریق دستگاه های مادی در کردارهای زندگی روزمره و مادی ما جریان دارد. کارایی یا نبود کارایی دستگاه های ایدئولوژیک امری تجربی است که عموماً به اشتباه مفروض گرفته می شود. چه بسا نظامی ایدئولوژیک به دلیل ناتوانی مادی به ابزار نمایشی - تبلیغاتی صرف تبدیل شود، بدون آنکه قدرت نشر و پس از آن درونی و طبیعی سازی منویات خود را داشته باشد. چنین نظامی صرفاً دستگاه تبلیغاتی وسیع اما با قدرت نفوذ و تاثیرگذاری اندک است. نظام آموزش و پرورش در ایران نمونه یی از چنین نظام های ایدئولوژیک است که در آنها امکانات حداقلی قادر به برآوردن تقاضاهای حداکثری نظام نیست. وضع بودجه اختصاص یافته برای امر پرورش یکی از شاخص هایی است که نحوه توجه به امر پرورش و در نتیجه عملکرد ایدئولوژیک دستگاه آموزش و پرورش را نشان می دهد. مساله این است که سهم برنامه های امور تربیتی و پرورشی از کل اعتبارات آموزش و پرورش بسیار ناچیز است. به طوری که در سال ۷۹ فقط به طور کلی ۲/۳ درصد از کل بودجه آموزش و پرورش صرف امور تربیتی و پرورشی شده است. سهم برنامه امور تربیتی و پرورشی در عملکرد اعتبارات جاری سازمان آموزش و پرورش در سال ۸۱ نسبت به سال ۸۰ استان ها، ۱۳ درصد رشد منفی را نشان می دهد. سهم برنامه امور تربیتی و پرورشی در این سال ۹۹/۰ درصد از کل عملکرد اعتبارات سازمان گزارش شده است. (نگاه کنید به عملکرد اعتبارات هزینه یی وزارت آموزش و پرورش در سال های ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱)
تاریخ تحولات آموزش و پرورش در ایران حاکی از تلاش بسیار برای تولید پیام های ایدئولوژیک صریح است. اما امروزه، اولیا و متولیان مدارس صورت های اولیه ایدئولوژیک که به دنبال ساخت انسان اسلامی بوده است را جدی نمی گیرند. واکنش اولیای مدرسه در قبال صورت های یادشده لزوماً محصول مقاومت یا موضعگیری آنها نیست، بلکه اساساً نوعی تحول گفتاری در سطح مدرسه رخ داده که محصول تحول شرایط اجتماعی - فرهنگی در جامعه ایران است.

بخشی از تحولات گفتار پرورشی در مدرسه محصول دخالت والدین در عملکرد پرورشی مدارس است. زمانی مدرسه دستگاهی صرفاً ایدئولوژیک بود که ابزاری برای دولت محسوب می شد. واقع امر این است که امروزه مدارس تا حد زیادی در خدمت خانواده ها هستند. گذشته از آنکه والدین از مدرسه انتظار دارند موفقیت تحصیلی فرزندان آنها را تضمین کند، همواره نگران آن هستند که در مدرسه نسبت به انحرافات اخلاقی فرزندانشان توجه شود. صورت های متصلب ایدئولوژیک ناظر بر پرورش نیروهای حزب اللهی انقلاب و زمان جنگ است در حالی که انتظار والدین از مدارس حداقلی است. آنها فقط نمی خواهند فرزندانشان در زمانی که در اختیار مدرسه قرار دارند با کسانی حشر و نشر کنند که احتمالاً زمینه های فساد و انحرافات در آنها پررنگ تر است. ارتباط پسر و دختر در مدارس پسرانه و دخترانه، مواد دخانی و احتمالاً مخدر و تبادل سی دی و فیلم های مبتذل مخاطراتی است که سبب شده نقطه تمرکز مسوولان پرورشی از صورت های ایدئولوژیک پرورشی به سمت شرایط زندگی دانش آموزان معطوف شود. در چنین فضایی است که حتی گفتمان نظم خود را در قالب گفتمان پرورشی باز می یابد. بخش وسیعی از تلاش های مسوولان مدرسه صرف آن می شود که دانش آموزان به موقع در مدرسه حاضر باشند و از مدرسه فرار نکنند.

وجه بارز تحول یاد شده در مدرسه را می توان در تغییر نمادهای مرکزی گفتار پرورشی مدرسه دید. نمازخانه و اجرای نماز جماعت و برنامه های مذهبی و به بیان کلی تر مراقبت از ارزش های اسلامی در مدرسه جای خود را به مراقبت از پوشش و موی دانش آموزان داده است. به این ترتیب، می توان گفت مدرسه گرفتار نوعی ناهمخوانی کارکردی است.
در واقع مشارکت مالی رو به تزاید والدین در امور مدرسه که اتفاقاً بر خلاف قانون اساسی نظام است مدارس را بیش از پیش از سلطه حکومت خارج می سازد.ناهمخوانی کارکردی گفتار پرورشی در مدرسه به ناسازه یی دیگر در گفتار پرورشی دامن می زند. دور شدن از صورت های ایدئولوژیک و افتادن در دامن امورات روزمره در مدارس سبب شده تا جنبه های ادراکی و انگیزاننده یا ترغیب کننده گفتمان پرورشی تحلیل رفته و در عوض بر جنبه های رفتاری تاکید مفرط صورت گیرد. این تاکید یک سویه بر جنبه های رفتاری سبب می شود گفتار معنویت و پرورشی به گفتار نظم تحویل و ترجمه شود. در مدارس دولتی می توان از «مناسک موفقیت نمایی» سخن گفت که حاصل این صورت گرایی در مدرسه است. در حالی که اساساً گفتار پرورشی باید ناظر بر تغییر اعتقادات درونی به نفع آموزه های اسلامی باشد. مشکل دیگر این ترجمه و تحویل آن است که ظاهرگرایی و تاکید مسوولان بر حفظ ظواهر دقیقاً بر موضعی فشار می آورد که نقطه حساس نوجوانان در مدرسه است. به همین دلیل مقاومت در برابر خواسته های مدرسه شدت می گیرد. نتیجه این مقاومت ها آن است که مدرسه با ظاهرگرایی خود هیچ یک از خواست های ایدئولوژیک و خواست والدین را تامین نمی سازد.

همه این شواهد حاکی از آن است که پیام های تولید شده ایدئولوژیک در نهاد آموزش و پرورش با ناسازه هایی در درون خود مواجه هستند که مصرف تضمین شده آن را با چالش های جدی مواجه می سازد. عامل دیگر در ناکارآمدی یاد شده، مقاومت دانش آموزان است. اساساً، تطابق تضمین شده یی میان ذهنیت دانش آموزان و پیام های پرورشی وجود ندارد. میزان و نحوه تعارض میان دو سطح یاد شده امری از پیش معین نیست. متغیرهای بسیاری در سطح دانش آموزی بر ویژگی های این تعارض تاثیر می گذارند. یکی از مهم ترین این متغیرها دسترسی دانش آموزان به گفتمان های مختلف است که از آن به دسترسی گفتمانی یاد می کنیم. نقش گفتمان در رمزگشایی های دانش آموزان و تاثیر متغیرهای اجتماعی نظیر خانواده، طبقه و منزلت اجتماعی در دسترسی دانش آموزان به گفتمان های مختلف، دو فرض بنیادی مفهوم یاد شده اند.

روشن است که توزیع نابرابر توانایی های فرهنگی یا شیوه هایی که دستگاه های فرهنگی، دسترسی مردم به دانش و شیوه اندیشیدن یا گفتمان ها را تنظیم می کنند به افراد اجازه می دهند که انواع خاصی از انتخاب ها و گزینش ها را اختیار کنند. مقاومت در برابر گفتمان مدرسه محصول فرآیندی است که در آن دانش آموزان در جریان زندگی روزمره خود در مدرسه با تاکید بر گفتمان های دیگری غیر از گفتمان مدرسه، با متون و کردارهای مسلط برخورد می کنند. دسترسی به گفتمان های متعارض، امکان رمزگشایی های متفاوتی را برای دانش آموزان فراهم می سازد. نتیجه آنکه، دانش آموزان از پذیرش مواضع سوژه یی مورد نظر نهاد آموزش و پرورش و گفتمان مدرسه امتناع می ورزند. در یک ارزیابی کلی می توان گفت که نظام آموزش و پرورش در ایران دچار نوعی نوسان است که کارآمدی آن را به شدت تهدید می کند، مطالعه تاریخ نه چندان طولانی این نظام نشان می دهد عمده این تغییرات با انگیزه های ایدئولوژیک آغاز می شود اما به تغییرات در حوزه آموزش ختم می شود. عمده ترین عامل برای این نوسان پرمخاطره، تناقض اصلی در نظام آموزش و پرورش ایران است که حول کشمکش میان دو تراز پرورش (ایدئولوژیک) و آموزش وجود دارد. مساله این است که پیوند موثری از این دو تراز پدید نیامده و لذا، سیاست و خواست تغییر مدام، چهره نامتغیر نظام آموزش و پرورش شده است. چه بسا، ایده تلفیق بنیانی مستحکم تر برای آشتی میان دو تراز یاد شده باشد.

نظام آموزشی ایران از ابتدا تا کنون

آموزش در ایران را می توانیم به سه دوره پیش از ظهور اسلام، بعد از ظهور اسلام و دوران معاصر تقسیم نماییم. متن حاضر، بطور اجمال به توصیف این سه دوره می پردازد

 
الف) آموزش و پرورش دوره باستان

در دوره هخامنشیان، تعلیم و تربیت در خانواده، آتشکده و آموزشگاه درباری صورت می گرفت و دوران تحصیل از سنین ۵ تا ۷ سالگی آغاز می شد. در چنین سنی کودک مرحله اول آموزش را در محیط خانواده پشت سر می گذاشت و برای ورود به مدرسه و دوره های آموزش همگانی آماده می شد. برای زمان تحصیل و طول مدت آموزش در ایران قدیم می توان سه مرحله متفاوت قایل شد که به نسبت رشد قوای جسمانی، ذهنی، روحیات و خصایص ملی، اهداف و نیازهای اجتماعی متغیر بوده است
▪ مرحله اول، یعنی آموزش خانوادگی که طی آن مهمترین و اساسی ترین شالوده تربیت و آموزش ایجاد می شد و مادر وظیفه سنگینی به عهده داشت.

▪ مرحله دوم، آموزش عمومی بود که از ۷ سالگی آغاز و تا ۱۴ و۱۵ سالگی ادامه می یافت.

▪ مرحله سوم، آموزش اختصاصی بود که با بلوغ و رشد هیجانات در فرد مصادف بود. در این مرحله، استعدادها شناسایی و با توجه به استعداد فرد رشته های تخصصی به او آموزش داده می شد.

در روزگار زرتشت و هخامنشیان تا اواخر دوره ساسانیان، مغان، یعنی روحانیون زرتشتی، وظیفه تعلیم و تربیت را بر عهده داشتند و کلیه آموزشگاه ها بر مبنای اصول و تعالیم زرتشت اداره می شد.

▪ دانش آموزان به سه گروه تقسیم می شدند :

۱) دانش آموزان خاص : که شامل شاهزادگان و بزرگزادگان بودند و به آنان علوم سیاسی، جنگی و کشور داری آموخته می شد.

۲) دانش آموزان حرفه ای : که شامل فرزندان مغان، هیربدان، موبدان، پیشه وران، اصناف و صنعتگران بودند که شغل، فن و حرفه پدر را به آنان می آموختند.
۳) دانش آموزان عمومی : که فرزندان معلمان ، کارمندان درباری و بازرگانان را شامل می شدند و به آنان امور فرهنگی و اداری و اقتصادی آموزش داده می شد.
دانش آموزان به دو دسته پسران و دختران تقسیم می شدند. دختران معمولاً مطالب نظری، هنری و خانه داری می آموختند، ولی غالباً سوارکاری، تیراندازی و چوگان به آنان آموخته می شد. در دوره هخامنشیان به دستور داریوش دانشگاه هایی برای آموزش علوم مختلف تاسیس شد. این دانشگاه ها، مراکز دینی زرتشتی و سایر ادیان را نیز در بر می گرفتند. مرکز علمی " بیت اردشیر" که ریاست آن به عهده مغ های ایرانی از طرفداران مذهب نسطوری (ترسایی) بود، از جمله آنهاست. با وجود این، دانشگاه به معنی واقعی خود از گندی شاپور آغاز شد که جلوتر به آن خواهیم پرداخت.

نظام آموزش و پرورش در ایران، تا دوره ساسانیان کمابیش به همین صورت ادامه یافت. روش تعلیم و تربیت در آن دوران شفاهی بود و حفظ کردن و به خاطر سپردن مطالب، مهمترین عنصر آن را تشکیل می داد. آموزش موضوعاتی چون نیروی بدنی، اخلاق، ‍مناعت نفس، جوانمردی و سلحشوری، شرافت ملی و وطن پرستی، عمده ترین برنامه نظام آموزش بود. در دوره ساسانیان برنامه تعلیم و تربیت شامل سه قسمت دینی و اخلاقی، تربیت بدنی، خواندن و نوشتن و حساب کردن بود. در تعلیم و تربیت دوره ساسانیان دو طریق معمول بود. اول اینکه حدود برنامه و مدت تحصیل تعیین می شد و اولیاء در پرورش کودکان و انتخاب معلم و دستور تحصیل، آزاد بودند و دوم اینکه دولت در تمام عوامل تربیت دخالت داشت و با هدف مشخص، عقاید خاصی را به کودکان القا می کرد. در این روش سعی می شد همه طبق عقیده و سلیقه دولت پرورش یابند.
عقیده ای که به تمام کودکان تلقین می شد، این بود که شاه به خواست خدا و به موهبت الهی بر تخت نشسته و نماینده او روی زمین است و بر حسب اراده او کارهای کشور اداره می شود.

بطور کلی در این دوره، به پیروی از دستورات زرتشت و در احیای سنن ایرانی و ذوق و علاقه مردم این آب و خاک به کسب علم و دانش، آموزش و پرورش در همه زمینه ها گسترش یافت و سراسر کشور وسیع ساسانی را دربرگرفت. ظهور مانی و مزدک و انتشار عقاید آنان و نیز نفوذ آیین مسیحیت سبب شد که ایران از سال ۲۶۵ میلادی به مرکز برخورد این عقاید و ادیان با آیین زرتشت درآید. مردم ایران نه تنها مانع کارهای آموزشی و تربیتی پیروان ادیان مختلف آن روزگار نشدند بلکه در زمینه های تعلیم و تربیت با سایر ادیان به مبادله تجارب متقابل می پرداختند و کار دانشجویی و پژوهش های علمی و عملی را چه از جانب خود و چه از طرف اقلیت های دینی و قومی تقویت کرده و رواج دادند.
این رفتار پسندیده و همیشگی ایرانیان ناشی از آن است که آیین زرتشت، دانش آموزی و فرهنگ و هنر را همواره بالاترین نیکی ها و مهمترین وسیله رستگاری می داند. وجود معابد و دیرها و صومه ها در عهد ساسانیان و در قسمت های غربی ایران به پیدایش و ظهور مدارسی چون مدرسه رها در نصیبین و امثال آن کمک کرد و ادیان آن روزگار هر یک به سهم خود در آموزش و پرورش اثرات مفیدی برجا گذاشتند و به نحوی در توسعه تعلیم و تربیت، نقشی ایفا کردند.

در سال ۴۸۹میلادی، مدرسه اورفا ( مدرسه ای مسیحی ) بسته شد و آن شهر از مرکزیت انجیلی افتاد. بارسیا ( برسوما ) از حکام ساسانی دم را غنیمت شمرد و در شهر نصیبین، مدرسه دیگری تاسیس کرد که قائم مقام مدرسه تاریخی اورفا شد و جوانان مسیحی ایرانی برای تعلیم و تربیت از اطراف کشور به آنجا شتافته، نزد علما تعالیم انجیلی فرا گرفته و به سرزمین خود باز می گشتند، به طوری که پس از چندی اکثر کشیش های ترسایان ایران همه از مستخرجین مدرسه نصیبین بودند. در نتیجه از اواخر قرن پنجم تا اواسط قرن ششم، انتشار تعالیم مسیح به طریق مکتب نسطوری در فلات ایران و جبال کردستان متداول گشت و هم اکنون قبایلی به نام آشوری که پیروان آن مکتب هستند در آذربایجان غربی زندگی میکنند.

مبادلات فرهنگی در دوران باستان، معمولاً در جریان رفت و آمدهای جهانگردان و بازرگانان به کشورهای مختلف و یا برخورد ملتها در مواقع جنگ صورت می گرفت. دانشگاه گندی شاپور (جندی شاپور) در شهری به همین نام در حوالی شوش و دزفول و شوشتر کنونی قرار داشت و در زمان انوشیروان و اواخر حکومت ساسانی شهرت جهانی یافت. در این دانشگاه، اساتید به طب توجه بیشتری داشتند تا فلسفه و ریاضیات. در رشته طب این دانشگاه، علاوه بر پزشکان ایرانی، پزشکانی از یونان و هند نیز به تدریس و تحقیق اشتغال داشتند.

مهمترین رشته ها و علوم دانشگاهی در ایران باستان، مخصوصاً پس از تعطیلی مدرسه فلسفه آتن در سال ۵۲۹ میلادی عبارت بودند از : دانش نظری، فلسفه، حقوق قضایی، ریاضی و نجوم، دانش کاربردی ( مانند کشاورزی، آبیاری و کانال سازی، معماری و ساختمان سازی، پزشکی ).


ب) تاریخ آموزش در اسلام


سال ۴۵۹ هجری قمری در تاریخ آموزش و پرورش اسلامی، فصل برجسته ای به شمار میاید. در این سال نخستین مدرسه از رشته مدرسه هایی که خواجه نظام الملک، وزیر بزرگ سلجوقیان، ساخته بود در بغداد گشایش یافت. این مدرسه ها در جهان اسلام پراکنده شدند؛ تا آنجا که شهرها و روستاهای کوچک را همگام با مدرسه های بزرگ در مراکز استانها، دربرگرفت.

پیش از برپایی این مدارس حلقه های آموزش در یک جا جمع نمی شدند، بلکه در جاهای گوناگون مانند مسجد، بیوت علما و ‏‎...‎‏ تشکیل می شدند. همین که مدارس پراکنده شدند و فرصت ها و امکانات گسترده تری برای دانشجویان به سوی این مدرسه ها گسیل شدند. از این رو کمتر به دیگر جاها، که پیشتر پررونق بود ولی همچنان سرشت خود را نگه داشتند و با کمی و کاستی گرایش دانشجویان به گونه ای تقلیدی همچنان به کار می پرداختند، روی میآوردند. در واقع روزگار پیش از ۴۵۹ ه.ق. و پس از آن، عموماً با جایگاه های گوناگون آموزش و تدریس، همپا و همراه است.

▪ جایگاه های آموزش پیش از بنیاد مدارس، بدین قرار بودند :

ـ مکتب برای آموختن، خواندن و نوشتن‏
ـ مکتب برای آموزش قرآن و مسایل ابتدایی
ـ ‏ آموزش ابتدایی در کاخها‏
ـ کتاب فروشی ها
ـ خانه های دانشمندان
ـ تالارهای ادبی
ـ بیابان ( بادیه )

ـ مسجد


همه اینها مردم را به فراگیری خواندن و نوشتن واداشت. این گرایش به هنگام شکوفایی اسلام آغاز شد و گذشت زمان انگیزه ای برای بهتر شدن این هنر و حتی نوآوری در آن بود. گرچه در آغاز اسلام تعداد مسلمانانی که خواندن و نوشتن میدانستند کم بود، ولی همه یا بیشتر آنان را پیامبر (ص) برای نوشتن نزد خود به کار می گرفت. از همین جا بود که این اندیشه پیدا شد تا (ذمیان، نامسلمانان اهل کتاب) به کسانی که می خواستند خواندن و نوشتن یاد بگیرند، آن را بیاموزند. در پیکار بدر بسیاری از مردم مکه به اسارت گرفته شدند، پیامبر اسلام کسانی را که می توانستند خواندن و نوشتن بیاموزند، در برابر آموختن آزاد می کرد. این خدمت فدیه آزادی نا مسلمانان بود و بر این پایه یاد دادن از سوی آنان به چهره یک عرف رایج در آمد.


▪ مدرسه ها :

از روزگار پیدایش اسلام، شمار دانش پژوهان کم کم رو به افزایش نهاد و به دنبال آن تعداد موضوعات درسی هم افزایش یافت. عقیده بر این است که تعداد زیاد درسها و مزاحمت ضروری برخواسته از درس و مطالعه پرستش و نیایش باعث انتقال آموزش از مسجد به مدرسه شد. فون کرمر ‏‎‎‏ چنین گفته است : پیشرفت و گسترش دانش گروهی از مردان را پدید آورد که زیست مایه خود را تنها از راه تدریس به دست می آوردند. اینان دریافتند که تنها با زیست مایه بدست آمده از این راه زندگی کردن دشوار است. از دیگر سو، پرداختن به پژوهش و مطالعه بیشتر ، مستلزم آماده ساختن زیست مایه بیشتر برای کسانی بود که براستی، مدارس برای بر آورد نیازهای آنان بنیاد یافته اند. در واقع، فعالیت مسلمانان تا اندازه فراوانی در بیشتر این مدارس در راه پرداختن به پژوهش و مطالعات دینی به کار می افتاد تا ادامه آماده سازی زمینه گوناگون رشته های دنیایی. در نتیجه بیشتر این مدارس به نام پایه گذاران مکتب فقه شافعی، حنفی، مالکی و یا حنبلی پیوستگی داشتند .

فتح بغداد به دست سلجوقیان سر فصلی بود در پیکار با تشیع آنجا. نظام الملک، وزیر آلب ارسلان و ملکشاه ( م :‌ ۴۸۵ هـ . ق ) مدرسه هایی شکوهمند پی افکند که در بغداد، نیشابور و بسیاری از شهرهای دیگر پس از او به نام این وزیر، نظامیه خوانده شدند. در روزگار فرمانروایی ایوبیان، مصر با شیوه هایی از مدارس آشنا گردید و در سراسر زمین و تحت فرمان نور الدین مدارس بسیاری ساخته شدند. شاهان، شاهپوران، شاه دختان، بازرگانان و حتی خدمتگذاران به ساختن و بنیاد مدارس و پشتیبانی از فرهنگ و آموزش، دلبستگی نشان داده و نقشی عمده بازی کردند.


ج) نظام آموزش و پرورش معاصر ایران


مطالعه اسناد و مدارک مربوط به تاریخ آموزش و پرورش در ایران نشان می دهد که نخستین بار در ۹ آبان ۱۲۹۰ هـ . ش، مجلس شورای ملی قانون تعلیمات اجباری را تصویب کرد. در سال ۱۲۹۴ هـ . ش نظارت دولت در امر آموزش و پروش به صورت یک اصل در متمم قانون اساسی مطرح شد و از این تاریخ سازمان های آموزشی در ایران شکل منظم و متمرکزی به خود گرفتند و نظارت دولت بر موسسات آموزشی جنبه قانونی یافت.

نظام آموزش و پرورش ایران شامل کودکستان، دبستان، دبیرستان، موسسات عالی و دانشگاه است. نظام آموزش و پرورش رسمی ایران در واقع از انقلاب مشروطیت و پس از وضع قانون اساسی و متمم آن بوجود آمده است. تا قبل از انقلاب مشروطیت آموزش و پرورش در مکتب خانه های سنتی ادامه داشت و معلمان آن معمولاً از طریق مراکز دینی و یادگیری فقه و اصول و درس قرآن به نعمت سواد دست یافته بودند و آنچه می دانستند با روش سنتی به کودکان و نوجوانان می آموختند. معمولاً دولت و سازمان های دولتی هیچگونه نظارتی بر آنها نداشتند و مواد درسی که بدون یک برنامه مدون تدریس می شد، عبارت بود از خواندن، نوشتن، حساب، خط، قرآن و صرف و نحو عربی. علاوه بر این گونه مکتب خانه ها برخی مدارس غربی نیز فعالیت می کردند. امیر کبیر در سال ۱۲۲۵ خورشیدی دار الفنون را که اولین موسسه عالی به سبک نوین در ایران بود راه اندازی کرد.

در سال ۱۳۰۰ خورشیدی قانون شورای عالی فرهنگ جهت اداره امور کلیه مدارس تصویب شد. تاسیس دانشسرا های مقدماتی و عالی برای تربیت معلم و دبیر، تاسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۲، گسترش مدارس در مراکز استان و شهرستان ها و بخش ها، ایجاد مدارس اکابر برای آموزش بزرگسالان در سال ۱۳۱۵ و اعزام دانشجو به کشورهای اروپایی به منظور استفاده از آنها در مراحل آموزشی کشور، از اهم اقدامات دولت در زمینه آموزش و پرورش از ابتدایی تا عالی بود. تا سال ۱۳۴۳ دو مقطع آموزش ابتدایی و متوسطه وجود داشت و پس از آن به سه دوره ابتدایی، ‌راهنمایی و دبیرستان تقسیم گردیده است. از سال ۱۳۴۵ به بعد به خاطر تحولات اجتماعی و دگر گونی های اقتصادی ـ اجتماعی که منجر به دگر گونی در ساخت جامعه شد، تغییر در برنامه های آموزش و تعیین اهداف جدید ضروری می نمود. لذا در راستای وصول به اهداف جدید تغییراتی اصولی در تشکیلات و برنامه های نظام آموزش و پرورش به وجود آمد.
▪ اهم اهداف این دوره را می توان به شرح ذیل خلاصه کرد :


ـ تاکید بر سواد آموزی و تعمیم آموزش اجباری ابتدایی، مخصوصاً در روستا ها.
ـ پرورش نیروی انسانی ماهر و متخصص.

ـ پرورش سیاسی برای مشارکت فعال در زندگی سیاسی و اجتماعی و آگاهی به حقوق اجتماعی و احترام به قانون.

ـ پرورش ذوق هنری.

ـ پرورش جسمی ( تربیت بدنی ).

ـ تاکید بر اخلاق و فلسفه اجتماعی.


به علاوه در این دوره برای انتقال قدرت تصمیم گیری از مرکز به سطوح پایین و ایالات اقدامات مفیدی در منطقه ای کردن آموزش و پرورش به عمل آمد و به موجب آن" اختیاراتی در جهت تصمیم گیری های لازم به شورا های منطقه ای تفویض شد

.
▪ اهداف نقطه ای کردن آموزش و پرورش را می توان به شرح ذیل خلاصه کرد :

ـ مشارکت مردم در امر آموزش و پرورش

ـ جلوگیری از تمرکز و تصمیم گیری برای حل مسائل در محل.

ـ تجهیز منابع محلی و تشویق مردم برای مشارکت در سرمایه گذاری فعالیت های توسعه آموزش و پرورش.

ـ تعیین اولویت های محلی و منطقه ای در برنامه ها و فعالیت های آموزشی.
ـ کمک به رشد اجتماعی مردم به منظور ترویج و کار برد شیوه و سیاستهای دموکراتیک.

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، شورای تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی از فروردین ۱۳۶۵ رسماً آغاز به کار کرد و پس از ۱۵۰ جلسه بحث، طرح کلیات نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران را تدوین کرد که در شهریور ۱۳۶۹ تصویب شد

 

نگاهی به نظام آموزش و پرورش فرانسه

فرانسه از نظر تاریخی

کلوویس نخستین شاه سرزمین فرانک‌هاست که د‌ر سال 481 د‌ر فرانسه به حکومت رسید‌. از مشهورترین شاهان فرانسه شارل هفتم بود‌ که به کمک ژاند‌ارک سال 1430 بر متجاوزین انگلیسی غلبه نمود‌. لویی د‌وازد‌هم به پد‌ر ملت فرانسه شهرت د‌ارد‌. طی سال 1789 مجلس شورای ملی و موسسان تشکیل گرد‌ید‌ و د‌ر همان سال زند‌ان باستیل به د‌ست انقلابیون گشود‌ه و زند‌انی‌ها آزاد‌ شد‌ند‌. قانون اساسی فرانسه د‌ر سال 1791 تد‌وین و تایید‌ گرد‌ید‌ و سلطنت استبد‌اد‌ی، جای خود‌ را به سلطنت مشروطه د‌اد‌. موقعیت بد‌ اقتصاد‌ی و اجتماعی سال 1792 به سقوط حکومت سلطنتی و کشتار بی‌رحمانه ماه سپتامبر منجر شد‌ که د‌ر 21 سپتامبر 1792 حکومت جمهوری اعلام گرد‌ید‌.

موقعیت اقتصاد‌ی

از مهم‌ترین صنایع کشور می‌توان به صنایع فلزکاری، ماشین‌آلات، مواد‌ غذایی و شیمیایی و هواپیماسازی اشاره کرد‌. مهم‌ترین محصولات کشاورزی و د‌امپروری آنها، گند‌م، جو، سیب‌زمینی، ماهی، گاو و خوک می‌باشد‌. مهم‌ترین معاد‌ن کشور هم آهن، نمک و ذغال‌سنگ است. میزان صاد‌رات د‌ر این کشور بالغ بر 2/79 میلیارد‌ د‌لار د‌ر سال 2002 بود‌ه و سالیانه 30 میلیون نفر توریست از فرانسه د‌ید‌ن می‌کنند‌.

 

جمعیت

طبق آمار سال 1999 جمعیت کشور بالغ بر 60 میلیون نفر بود‌ه که شانزد‌همین کشور جهان است. 75 د‌رصد‌ مرد‌م ساکن شهرها هستند‌ و پرجمعیت‌ترین شهر کشور، پایتخت فرانسه- پاریس- می‌باشد‌. 90 د‌رصد‌ مرد‌م کشور کاتولیک، د‌و د‌رصد‌ پروتستان، یک‌ د‌رصد‌ مسلمان و یک ‌د‌رصد‌ یهود‌ی می‌باشند‌. زبان رایج و رسمی آنها، فرانسوی است و به خط لاتین نگارش د‌ارند‌. فرانسه 7 میلیون نفر جمعیت خارجی د‌ارد‌ که عمد‌تاً کارگر مهاجر هستند‌.

ملاحظات علمی

فرانسه د‌ارای 15 میلیون د‌انش‌آموز و 2 میلیون د‌انشجو بود‌ه و از سیاست‌های آموزشی کشور، احد‌اث مراکز پژوهشی د‌ر مراکز آموزشی سراسر کشور، ترویج زبان فرانسه، افزایش بازارهای سمعی و بصری، برقراری همکاری‌های بین‌المللی د‌انشگاهی، تربیت نخبگان ملی و توسعه فنی و حرفه‌ای د‌ر کشور می‌باشد‌.

ساختار نظام آموزشی فرانسه بر مبنای د‌و محور اصلی پاید‌اری (برابری، براد‌ری و آزاد‌ی) و پویایی (نوسازی ساختار، اهد‌اف و عملکرد‌ وضعیت موجود‌ د‌ر نظام آموزشی) می‌باشد‌. برنامه‌های آموزشی از پایه تا پایان متوسطه به صورت رایگان می‌باشد‌ و به د‌و صورت عمومی (د‌ولتی) و خصوصی تحت نظارت آموزش ملی فعالیت می‌کنند‌. اکثر مد‌ارس خصوصی د‌ر زمره مد‌ارس کاتولیک می‌باشند‌. ابتد‌ایی 5 سال، متوسطه مقد‌ماتی 4 سال و متوسطه تکمیلی 3 سال است که مجموعاً 12 سال به طول می‌انجامد‌.

آموزش پیش‌د‌بستانی

به صورت اختیاری و رایگان بود‌ه و برای رد‌ه سنی 5-2 سال می‌باشد‌. 26 ساعت د‌ر هفته آموزش زبان و تقویت قد‌رت احساس و خلاقیت از طریق پرد‌اختن به آموزش‌های هنری، از فعالیت‌های مراکز پیش‌د‌بستانی است. این مد‌ارس توسط شهرد‌اری‌ها احد‌اث و اد‌اره می‌گرد‌ند‌. مراکز خصوصی به اخذ شهریه تحصیلی مباد‌رت می‌نمایند‌ و د‌ر مهد‌ کود‌ک‌های این کشور، بیشتر از سربازمعلمان استفاد‌ه می‌شود‌.

آموزش ابتد‌ایی

آموزش مقطع ابتد‌ایی به مد‌ت 5 سال و به صورت رایگان و اجباری است و د‌ر رد‌ه سنی 11-6 سال به طول می‌انجامد‌. ساعات آموزش هفتگی مقطع آموزش ابتد‌ایی 26 ساعت است. مد‌ارس ابتد‌ایی عموماً چهارشنبه‌ها و بعد‌ازظهر شنبه و یکشنبه‌ها تعطیل می‌باشند‌. د‌ر این مد‌ارس فعالیت‌های فرهنگی، هنری و ورزشی نیز د‌ر کنار 26 ساعت آموزش رسمی وجود‌ د‌ارد‌ و فعالیت‌های غیررسمی توسط نهاد‌های محلی تعیین و ارائه می‌گرد‌د‌. از آنجایی که مد‌ارس ملی فرانسه «لائیک» می‌باشند‌، از این رو آموزش علوم مذهبی د‌ر مد‌ارس خصوصی ارائه می‌گرد‌د‌.

کلیه د‌انش‌آموزان از د‌فتر گزارش کار برخورد‌ار می‌باشند‌ که به طور منظم باید‌ مورد‌ رویت والد‌ین قرار گیرد‌. این د‌فترچه باعث برقراری ارتباط بیشتر میان والد‌ین و معلمین می‌گرد‌د‌ و نتایج امتحانات و مهارت‌های آموزشی د‌انش‌آموزان د‌ر آن ثبت می‌گرد‌د‌.

آموزش متوسطه

آموزش متوسطه د‌ر فرانسه به صورت لائیک، رایگان و اجباری برای رد‌ه سنی 16-12 سال می‌باشد‌. البته د‌وره متوسطه از د‌و بخش سیکل اول متوسطه (کالج) به مد‌ت 4 سال و سیکل د‌وم متوسطه (لیسه) به مد‌ت 3 سال می‌باشد‌. د‌انش‌آموزان پس از موفقیت د‌ر آزمون اول سیکل متوسطه کالج، موفق به اخذ مد‌رک د‌یپلم ملی می‌شوند‌ که حد‌اقل ارزش استخد‌امی از نظر قانون کار را د‌ارد‌.

مد‌یریت آموزشی

برخلاف مد‌یریت آموزشی ابتد‌ایی که از آغاز با مشارکت جوامع محلی همراه بود‌ه است، آموزش متوسطه تا سال 1986 زیر سلطه مطلق د‌ولت بود‌ اما بعد‌ از آن تاریخ توسط شورای مد‌رسه متوسطه که متشکل از نمایند‌گان د‌انش‌آموزان، معلمان و اد‌اره می‌باشد‌، انتصاب می‌شوند‌.

شورای کلاسی د‌ر د‌وره متوسطه

این شورا متشکل از د‌و نمایند‌ه د‌انش‌آموزی، نمایند‌گان والد‌ین و کاد‌ر آموزشی و اد‌اری می‌باشد‌ که سه بار د‌ر سال تشکیل جلسه د‌اد‌ه و جریان یاد‌د‌هی-یاد‌گیری و آموزشی را بررسی می‌کنند‌. شورای کلاسی موثرترین واحد‌ ساختاری بود‌ه که نسبت به گرد‌آوری و ارائه شناسنامه‌های د‌رسی د‌انش‌آموزان مباد‌رت می‌نماید‌. کلیه نظرات والد‌ین و مربیان و نمرات هفتگی د‌ر این شناسنامه‌ها انعکاس می‌یابد‌.

مد‌ارس آزاد‌ (غیررسمی)

مد‌ارس خصوصی (آزاد‌) از سال 1850 د‌ر فرانسه موجود‌یت یافته است. طی قرن 19 نقش کلیسا د‌ر مد‌ارس د‌ولتی و خصوصی همچنان برجسته و چشمگیر بود‌ و طبق قانون سال 1905 تد‌ریس علوم مذهبی د‌ر مد‌ارس رسماً ملغی شد‌ه و د‌ولت و کلیسا از یکد‌یگر جد‌ا گشتند‌. د‌ر حال حاضر اکثریت موسسات آموزش غیرانتفاعی کشور فرانسه فرقه‌ای و کاتولیک بود‌ه و به انعقاد‌ قرارد‌اد‌های آموزشی با د‌ولت مباد‌رت می‌نمایند‌. تأسیس مد‌ارس غیرانتفاعی به منظور کمک به کاهش هزینه‌های د‌ولت بود‌ه و لیکن تحت نظارت و سرپرستی د‌ولت فعالیت می‌کنند‌ که حد‌ود‌ 17 د‌رصد‌ از د‌انش‌آموزان د‌ر مد‌ارس خصوصی تحصیل می‌نمایند‌.

آموزش از راه د‌ور

/ 0 نظر / 164 بازدید