غزلیات مشهور مولانا

ای فصلِ با باران ما، بریز بر یاران ما

یار مرا ، غار مرا ، عشق جگرخوار مرا

یار تویی ، غار تویی ، خواجه! نگهدار مرا

 

ای خواجه نمی بینی این روز قیامت را؟

ای خواجه نمی بینی این خوش قد و قامت را؟

 

تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را؟

تو مرا گنج روانی، چه کنم سود و زیان را؟

 

بیایید بیایید که گلزار دمیده ست

بیایید بیایید که دلدار رسیده ست

 

بیگاه شد، بیگاه شد، خورشید اندر چاه شد

 

آب زنید راه را، هین که نگار می‌رسد

مژده دهید باغ را، بوی بهار می‌رسد

 

بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمی شود

داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمی شود

 

بهار آمد بهار آمد، بهار مشک بار آمد

نگار آمد نگار آمد، نگار بردبار آمد

/ 1 نظر / 23 بازدید

تودنیای منی اما